
دوست داشتن به عنوان داشتن افکار و احساسات مثبت نسبت به یک نفر و یافتن همراهی با آن شخص برای او مفید توصیف می شود. ما اغلب گرما و صمیمیت را با افرادی که دوستشان داریم تجربه می کنیم. در برخی موارد ما انتخاب می کنیم که از نظر عاطفی با این افراد صمیمی باشیم.
تفاوت های مغز در عشق و دوست داشتن
مغز ما وقتی عاشق کسی هستیم در مقایسه با زمانی که کسی را دوست داریم رفتار متفاوتی دارد.
وقتی کسی را دوست داریم، همان افکار و تجربیات مثبتی را تجربه می کنیم همچنین احساس عمیق مراقبت و تعهد نسبت به آن شخص را تجربه می کنیم.
" عاشق " بودن شامل همه موارد فوق می شود، اما شامل احساسات برانگیختگی و جذابیت جنسی نیز می شود. با این حال، تحقیقات در مورد دیدگاه های خود مردم در مورد عشق نشان می دهد همه عشق ها یکسان نیستند.
عشق پرشور در مقابل عشق همراه
عشق عاشقانه از دو نوع تشکیل شده است: عشق پرشور و عشق همراه. بیشتر روابط عاشقانه، هر دو بخش را شامل می شود.
عشق پرشور چیزی است که مردم معمولاً «عاشق» بودن را در نظر می گیرند. این شامل احساسات اشتیاق و اشتیاق شدید برای کسی است، تا جایی که ممکن است با وسواس فکر کند که بخواهد در آغوش او باشد.
مطالعات مختلف گزارش می دهند که تقریباً 20 تا 40 درصد از زوج ها در طول یک رابطه کاهش عشق پرشور را تجربه می کنند.
قسمت دوم به عشق همراه معروف است . این به شدت احساس نمی شود، اما پیچیده است و احساسات صمیمیت عاطفی و تعهد را با یک وابستگی عمیق به شریک عاشقانه مرتبط می کند.
چگونه عشق در طول زمان تغییر می کند؟
تحقیقاتی که به بررسی تغییرات در عشق رمانتیک در طول زمان می پردازد، معمولاً نشان می دهد اگرچه عشق پرشور شروع می شود، اما در طول یک رابطه کاهش می یابد.دلیل های متفاوتی برای این هست.
همانطور که شرکا در مورد یکدیگر بیشتر می آموزند و به آینده بلندمدت رابطه اعتماد می کنند، فرصتهای تجربه تازگی و هیجان نیز میتواند کاهش یابد، همانطور که تعداد دفعات فعالیت جنسی کاهش مییابد . این می تواند باعث شود که عشق پرشور فروکش کند.
اگرچه کاهش عشق پرشور توسط همه زوجها تجربه نمیشود، اما مطالعات مختلف گزارش میدهند که تقریباً ۲۰ تا ۴۰ درصد زوجها این رکود را تجربه میکنند. در میان زوج هایی که بیش از ده سال ازدواج کرده اند، شدیدترین رکود به احتمال زیاد در دهه دوم رخ می دهد .
عشق پرشور و عشق همراه
رویدادها و گذارهای زندگی نیز می توانند تجربه اشتیاق را چالش برانگیز کنند. افراد دارای مسئولیت های رقابتی هستند که بر انرژی آنها تأثیر می گذارد و فرصت های پرورش اشتیاق را محدود می کند.
در مقابل، عشق همراه معمولاً در طول زمان افزایش می یابد.
اگرچه تحقیقات نشان میدهد بیشتر روابط عاشقانه شامل عشق پرشور و همراه است، اما فقدان یا کاهش عشق همراه، بیش از عشق پرشور میتواند بر طول عمر یک رابطه عاشقانه تأثیر منفی بگذارد.
عشق چه فایده ای دارد؟
عشق احساسی است که افراد را به یکدیگر متصل و متعهد نگه می دارد. از دیدگاه روانشناسی تکاملی، عشق به گونه ای تکامل یافته که والدین فرزندان را به اندازه کافی کنار هم نگه دارد تا آنها زنده بمانند و به بلوغ جنسی برسند.
دوره کودکی برای انسان بسیار طولانی تر از سایر گونه ها است. از آنجا که فرزندان برای زنده ماندن و توسعه مهارت ها و توانایی های مورد نیاز برای زندگی موفق سال ها به بزرگسالان متکی هستند، عشق به ویژه برای انسان ها اهمیت دارد.
عشق به گونه ای تکامل یافت که والدین فرزندان را به اندازه کافی کنار هم نگه دارد تا آنها زنده بمانند و به بلوغ جنسی برسند.
پایه بیولوژیکی
نه تنها پایه ای تکاملی برای عشق وجود دارد، بلکه عشق ریشه در زیست شناسی دارد. مطالعات نوروفیزیولوژیکی در مورد عشق رمانتیک نشان می دهد افرادی که در عشق پرشور هستند، افزایش فعالیت در مناطق مغز مرتبط با پاداش و لذت را تجربه می کنند.
در واقع، نواحی مغزی فعال شده شان مشابه مناطق فعال شده توسط کوکائین است.
این نواحی مواد شیمیایی مانند اکسی توسین، وازوپرسین و دوپامین ترشح میکنند که باعث ایجاد احساس شادی و سرخوشی میشوند که با برانگیختگی و هیجان جنسی نیز مرتبط است.
جالب اینجاست که این مناطق مغزهنگام فکر کردن به روابط غیر عاشقانه مانند دوستان فعال نمی شوند. این یافتهها به ما میگویند دوست داشتن یک نفر با عاشق بودن یک نفر یکسان نیست.
سبک عشق شما چیست؟
تحقیقات سه سبک اصلی عشق را پیدا کرده است. اولین بار توسط روانشناس جان لی ابداع شد. این سبکها شامل باورها و نگرشهای افراد در مورد عشق میشود و بهعنوان راهنمای نحوه برخورد با روابط عاشقانه عمل میکند.
افرادی که دارای عشق بالایی هستند، قابل اعتماد هستند و نیازمند یا وابسته به دیگران نیستند.
اروس
این سبک عشق به عشق شهوانی اشاره دارد و بر جذابیت فیزیکی و درگیر شدن در رابطه جنسی، ایجاد سریع احساسات قوی و پرشور نسبت به دیگری و صمیمیت شدید متمرکز است.
لودوس
این سبک شامل دوری عاطفی و اغلب شامل «بازی کردن» است. تعجب آور نیست که افرادی که این سبک عشق را تایید می کنند، بعید است که متعهد شوند، با پایان دادن به روابط احساس راحتی کنند و اغلب قبل از پایان دادن به رابطه فعلی، رابطه جدیدی را شروع می کنند.
استورج
استورج اغلب به عنوان شکلی بالغ تر از عشق در نظر گرفته می شود. اولویت برقراری ارتباط با فردی است که علایق مشابهی دارد، محبت آشکارا ابراز می شود و کمتر بر جذابیت جسمانی تاکید می شود. افرادی که دارای عشق بالایی هستند به دیگران اعتماد دارند و نیازمند یا وابسته به دیگران نیستند.
ممکن است خود را در بیش از یکی از این سبک ها ببینید.
شواهد نشان می دهد برخی از افراد ترکیبی از سه سبک اصلی عشق را دارند. این مخلوط ها توسط لی به عنوان شیدایی، پراگما و آگاپ برچسب گذاری شدند.
عشق شیدایی شامل احساسات شدید برای یک شریک و همچنین نگرانی در مورد تعهد به رابطه است. عشق پراگما یا عملی شامل انتخاب های معقول در رابطه برای یافتن شریکی است که یک همراه و دوست خوب برای خود ایجاد کند. آگاپه یک عشق فداکارانه است که با احساس وظیفه و از خودگذشتگی هدایت می شود.
رابطه سبک عشقی و شخصیت
رشد شخصیت و تجربیات روابط گذشته افراد بر سبک عشق ی افراد تأثیر می گذارد.
سبک عشق یک فرد ربطی به ژنتیک آنها ندارد . بلکه با رشد شخصیت و تجربیات گذشته فرد در رابطه مرتبط است.
برخی از مطالعات نشان داده اند افرادی که دارای ویژگی های تاریک شخصیت هستند، مانند خودشیفتگی، روان پریشی و ماکیاولیسم، بیشتر از سبک عشق لودوس یا پراگما حمایت می کنند.
افرادی که دارای سبک دلبستگی ناایمن هستند نیاز شدید به بودن با شرکای رابطه دارند، عشق شیدایی بیشتری را تایید می کنند، در حالی که کسانی که از صمیمیت ناراحت هستند، عشق اروس را تایید نمی کنند. برای ورود به صفحه ی اینستاگرام کلیک کنید. تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است.