
برای شروع، نمیتوانیم همه نوجوانان را به عنوان یک گروه همگن توصیف کنیم. شکاف رشدی بین یک ۱۳ ساله و یک ۱۹ ساله باید پذیرفته شود. با این حال، همه نوجوانان باید به اندازه ای که میتوانند با خیال راحت مدیریت کنند، استقلال داشته باشند.
به گزارش خط سلامت باید یک مسیر استقلال وجود داشته باشد که تضمین کند نوجوان از طریق رتبهها به سمت خودکفایی حرکت میکند. من اصطلاح "استرس قابل غلبه" را دوست دارم که به قرار دادن فرد تحت فشار و استرس کافی برای حرکت خارج از منطقه راحتی خود اشاره دارد. با این حال، این چالشها باید قابل دستیابی و ایمن باشند تا مؤثر باشند. غرق کردن یک کودک یا نوجوان در فشار هیچ ارزشی ندارد. فقط منجر به احساس شکست یا عواقب ناخواسته میشود.
مطالعهای در سال ۲۰۱۹ در دانشگاه میشیگان با عنوان "عدم پرتاب" دریافت که یک چهارم والدین اعتراف میکنند از استقلال نوجوان خود جلوگیری میکنند و میگویند انجام کارها توسط خودشان سریعتر و بدون دردسر است یا به روشهایی برای دادن مسئولیت بیشتر به نوجوانان فکر نمیکنند.
طبق گفتههای روانشناسان بالینی ویلیام استیکسرود و ند جانسون، نویسندگان کتاب "کودک خودران"، اینها خطاهای جدی والدین هستند، زیرا اگر میخواهیم فرزندان ما با احساس اختیار و کنترل بزرگ شوند، باید تصمیمگیری را به نوجوانان خود قبل از دیر شدن واگذار کنیم.
چندین عامل باید هنگام تصمیمگیری در مورد میزان استقلال دادن به نوجوان خود در نظر گرفته شود. اینها شامل سطح بلوغ آنها، رفتار قبلی و شرایط خاصی است که در آن آزمایش خواهند شد. مانند تمام تصمیمات والدین، آنها باید مورد به مورد بررسی شوند، به ویژه در مورد استقلال و خودمختاری. به یاد داشته باشید شما باید با یک فرد جوان در جایی که هستند ملاقات کنید، نه جایی که میخواهید آنها باشند. بنابراین، در مورد کودکی که اجازه نداشته است تصمیمات خودمختار بگیرد، پرتاب کردن آنها به یک کار شامل تصمیمات مستقل پیچیده محکوم به شکست است. با این حال، اگر یک فرد جوان سابقه اثبات شدهای در تصمیمگیری بالغ دارد، واگذاری وظایف پیچیدهتر یا چالشبرانگیزتر معقول است.
مراحل رسیدن به استقلال در نوجوانان
بلوغ فردی در نوجوانان به طور گستردهای متفاوت است. برخی فرصتهای زیادی برای استقلال داشتهاند، بنابراین بلوغی فراتر از سن خود را نشان میدهند. سپس، برخی دیگر در آستانه بزرگسالی به نظر میرسد که فرصتی برای توسعه مهارتهای لازم برای آماده شدن برای این گذار نداشتهاند.
با این حال، ایجاد بلوغ یک فرآیند کند است که نیاز به افزودنیهای کوچک در طول زمان دارد، نه حرکات دراماتیک که جوانان احساس میکنند برای آن آماده نیستند.
جالب است ترتیب تولد و اندازه خانواده میتواند نقش مهمی در این فرآیند داشته باشد. بر اساس تجربه من، کودکان جوانتر خانوادههای بزرگتر تمایل دارند در معرض تجربیات زندگی بیشتری قرار بگیرند، که به آنها اجازه میدهد بلوغ را نسبت به کودکان بزرگتر از خانوادههای کوچکتر ایجاد کنند.
معیارهای بلوغ
در کنار ارزیابی سطح استقلال به صورت فردی، دستورالعملها و اصول کلی میتوانند به والدین کمک کنند تا سطح مناسب را برای نوجوان خود تعیین کنند.
اولین مورد "بلوغ عاطفی" است. نوجوانانی که درک خوبی از احساسات خود دارند و میتوانند آنها را به طور مؤثر مدیریت کنند، ممکن است برای استقلال بیشتر از نوجوانانی که در این زمینه رشدی دست و پا میزنند، آماده باشند. میتوانید بلوغ عاطفی را با مشاهده نحوه برخورد یک نوجوان با استرس، ناامیدی و درگیری اندازه بگیرید. بلوغ اغلب با واکنش ما به رویدادهای نامطلوب یا چالشبرانگیز، بیش از اجتناب از آنها، اندازهگیری میشود.
همچنین مشاهده نحوه برخورد نوجوان با مسئولیتها آموزنده است. اگر آنها به طور مداوم مسئولیتهای خود را انجام میدهند مانند تکمیل تکالیف، انجام کارهای خانه و پیروی از قوانین خانواده، ممکن است برای آزادی و استقلال بیشتر از کودکی که از مسئولیتهای خود اجتناب میکند یا برای انجام آنها تلاش میکند، آماده باشند.
با این حال، مهمترین معیار برای ارزیابی سطح استقلال فرزند ، توانایی در تصمیمگیری خوب است که شامل چندین مهارت ظریف اما ضروری است.
ویژگیهای اصلی تصمیمگیرندگان خوب شامل تفکر انتقادی و حل مسئله است. نوجوانانی که میتوانند تصمیمات آگاهانه بگیرند، عواقب اقدامات خود را بسنجند و دیدگاه دیگران را در نظر بگیرند، اغلب برای استقلال بیشتر آماده هستند. اگر آنها بتوانند بدون نیاز به تکیه بر بزرگسالان، چالشها را حل کنند و مشکلات را حل کنند، این نیز نشانهای است که ممکن است بتوانند آزادی بیشتری را مدیریت کنند.
یکی از ویژگیهای دست کم گرفته شدهای که هنگام بررسی آمادگی یک نوجوان برای استقلال، از نظر دور میمانیم، صداقت است. اعتماد، اساس توانمندسازی یک کودک برای تصمیمگیری است. نوجوانانی که صادق و با والدین خود روراست هستند، معمولاً خودمختاری بیشتری دارند و میتوان از طریق ارتباط مداوم و قابلیت اعتماد، اعتماد بیشتری ایجاد کرد. صداقت یکی از چالش برانگیزترین اصول برای انتقال به نوجوانان است. در طول سالها به بسیاری از مراجعان توصیه کردهام که اگر بیشتر در مورد کارهایی که انجام میدهند و کجا میروند به والدین خود بگویند، احتمالاً آزادی بیشتری خواهند داشت. با این حال، این توصیهای است که بسیاری از نوجوانان نمیتوانند باور کنند.
اگر یک والدین از یک نوجوان بپرسد کجا میرود و نوجوان با چیزی مبهم مانند "بیرون میروم" پاسخ دهد، احتمالاً با سوءظن برخورد میشود و والدین آزادی کمتری به او میدهند پاسخ دقیق احتمالاً منجر به آزادی بیشتر خواهد شد، اما این توصیه اغلب توسط نوجوانانی که معتقدند در یک نبرد کنترل با والدین خود هستند نادیده گرفته میشود، بنابراین نمیخواهند اطلاعاتی به آنها بدهند زیرا فکر میکنند این کار "اجازه دادن به آنها برای پیروزی" است.
والدین همچنین باید ارتباط باز با نوجوانان خود را تشویق کنند. این گفتگو میتواند به والدین کمک کند تا آمادگی نوجوانان خود را برای خودمختاری بیشتر بسنجند و آنها را در تصمیمگیری راهنمایی کنند. با این حال، والدینانی که سبک ارتباطی پرسشگرانه یا مبتنی بر درگیری را اتخاذ میکنند، یک پویایی "بسته شدن" ایجاد میکنند که در آن نوجوان تمایلی به اشتراک گذاری هرگونه جزئیاتی از زندگی خود خارج از خانه به دلیل ترس از قضاوت یا انتقاد والدین خود، اغلب مرتبط با انتخاب همسالان خود، ندارند.
ارزیابی گروه همسالان
درک تأثیر همسالان نوجوانان بسیار مهم است. نوجوانان باید بتوانند تصمیمات خود را بگیرند نه صرفاً از دوستان خود پیروی کنند. این استقلال فکری یک شاخص حیاتی آمادگی برای خودمختاری بیشتر است.
نوجوانانی که میتوانند مرزهای روشنی تعیین کنند و به نظر میرسد دوستان خود را با خرد انتخاب میکنند، احتمالاً انتخابهای اجتماعی خوبی خواهند داشت. ارزیابی گروه همسالان آنها اغلب تأثیر زیادی بر تصمیم والدین برای ارائه استقلال بیشتر دارد.
اگر همسالان معقول اطراف فرزند شما باشند، احتمالاً آزادی بیشتری به آنها خواهید داد تا اگر باور داشته باشید که با یک گروه نامطلوب معاشرت میکنند، که میتواند منجر به فعالیتهای خطرناکتر شود اگر نظارت نشود.
این موضوع مرا به مهمترین جنبه استقلال نوجوانان میرساند: ایمنی. در حالت ایدهآل، نوجوانان باید خودمختاری برای کاوش در دنیای اطراف خود داشته باشند، اما با محدودیتها. تصمیمگیری در مورد اینکه چیزی چقدر ایمن یا ناایمن است، یک قرعهکشی است و خارج از کنترل ماست.
در برخی موارد، سفر با قطار در اروپا ممکن است بدون هیچ حادثهای که ایمنی یک نوجوان را به خطر بینداند، انجام شود، اما پیادهروی به یک مغازه نزدیک میتواند منجر به حمله و آسیب دیدن آنها شود. ما نمیدانیم چه تجربیاتی ایمن یا ناایمن هستند، بنابراین معمولاً به یک ارزیابی آماتور از تجربه بالقوه بستگی دارد.
با توجه به ماهیت تصادفی و غیرقابل کنترل جهان، حمایت از استقلال یک نوجوان عمدتاً یک فرآیند "آزمایش و خطا" است. والدین باید بر "استقلال افزایشی" یا افزایش تدریجی آزادی فرزند خود تمرکز کنند و به آنها اجازه دهند ثابت کنند میتوانند مسئولیت را بر عهده بگیرند. با شروع از آزادیهای جزئی و کمخطرتر، میتوانید به تدریج امتیازات را افزایش دهید زیرا آنها اعتماد به نفس نشان میدهند.
چالشبرانگیزترین بخش این فرآیند والدین، اجازه دادن به فرزند نوجوان خود برای تجربه عواقب طبیعی اعمال خود است. اگرچه برای یک والدین پیچیده است، اما برای یادگیری ضروری است. استقلال باید همراه با درک این باشد که اشتباهات فرصتهای مهمی برای رشد هستند. بلوغ با تجربه نکردن هیچ گونه سختی رشد نمیکند؛ بلکه از توانایی ما در واکنش و پاسخ به سختیها پدید میآید.
برخلاف باور رایج، رشد بلوغ به پرتاب کردن کودکان در محیطهای بزرگسال یا وادار کردن آنها به طی کردن مسافتهای طولانی برای رفتن به مدرسه نیست.
هدف نهایی ما به عنوان والدین آماده کردن فرزندانمان برای بزرگسالی است. اما به خاطر داشته باشید که جمعیت نوجوان فعلی، اختلال یک همهگیری جهانی را متحمل شدند که منجر به فرصتهای کمتر برای تمرین مهارتهای مورد نیاز برای استقلال شد.
باید آگاهی از این پویاییها وجود داشته باشد که ممکن است نیاز به رویکرد حمایتیتر برای ایجاد استقلال نسبت به نسلهای قبلی داشته باشد. ایجاد بلوغ و استقلال ممکن است به صبر، داربست و حمایت بیشتری نیاز داشته باشد تا آنچه قبلاً فکر میکردیم.
برای ورود به صفحه اینستاگرام کلیک کنید.تمام مطالب سایت اختصاصی و توسط تحریریه خط سلامت تولید شده است، استفاده با ذکر منبع و لینک دهی بلامانع است